خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید که با گریه شب و روز را سپری میکند. او از عشق نافرجام و درد دلش سخن میگوید و بیان میکند که به جای گل و می، با اشک و خون جگر خو گرفته است. همچنین، او به عشق به معشوق اشاره میکند و از ناامیدی در رسیدن به او مینالد.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۸۱ - در غمت با گریه شام و سحر خو کردهام
در غمت با گریه شام و سحر خو کردهام
روز و شب چون ابر با مژگان تر خو کردهام ۱
گل نمیخواهم، پر است از پاره دل دامنم
می نمینوشم، به خوناب جگر خو کردهام ۲
روز و شب دارم هوای لعل آن شیرین پسر
طوطیام، نبود عجب گر با شکر خو کردهام ۳
کس نیارد بر سر من آن ستماندیش را
همچو قدسی با دعای بیاثر خو کردهام ۴
روز و شب چون ابر با مژگان تر خو کردهام ۱
گل نمیخواهم، پر است از پاره دل دامنم
می نمینوشم، به خوناب جگر خو کردهام ۲
روز و شب دارم هوای لعل آن شیرین پسر
طوطیام، نبود عجب گر با شکر خو کردهام ۳
کس نیارد بر سر من آن ستماندیش را
همچو قدسی با دعای بیاثر خو کردهام ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهام
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - از ازل کشته آن طرز نگاه آمدهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.