خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به معشوقی که به او سخت گرفته سخن میگوید. او از رنجهای عشق و فداکاریهای خود برای معشوق میگوید و چگونه دل به زلف و غمزههای او بسته است. همچنین، اشارهای به ایمان و باورهایش دارد که تحت تأثیر این عشق قرار گرفتهاند.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند 'قاتل' و 'تیغ' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۳۸۰ - دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهام
دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهام
صید قاتلدوستم، بر تیغ ازان دل بستهام ۱
عمرها جان کندهام، تا این دل صدپاره را
برده بر فتراک او چون صید بسمل بستهام ۲
زحمت پا برنتابد خار این صحرا، ازان
خویش را چون گرد بر دامان محمل بستهام ۳
شستهام از جان شیرین دست اول، بعد ازان
دل به زلف آن بت شیرینشمایل بستهام ۴
قدسی آن کجقبلهام، کز زلف ترسازادهای
عمرها بر گردن ایمان حمایل بستهام ۵
صید قاتلدوستم، بر تیغ ازان دل بستهام ۱
عمرها جان کندهام، تا این دل صدپاره را
برده بر فتراک او چون صید بسمل بستهام ۲
زحمت پا برنتابد خار این صحرا، ازان
خویش را چون گرد بر دامان محمل بستهام ۳
شستهام از جان شیرین دست اول، بعد ازان
دل به زلف آن بت شیرینشمایل بستهام ۴
قدسی آن کجقبلهام، کز زلف ترسازادهای
عمرها بر گردن ایمان حمایل بستهام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۹ - خون میچکد از دیده ز نظاره داغم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۱ - در غمت با گریه شام و سحر خو کردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.