خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از زندگی خود و تجربیاتش میگوید که با وجود فرصتهای مختلف، از بسیاری از لذتها و تجربیات چشم پوشیده است. او از ننوشیدن باده در بزم طرب، نچشیدن آب با وجود تشنگی، و عدم تماشای بهشت و جهنم سخن میگوید. همچنین، اشاره میکند که عمرش بدون بهرهگیری از زیباییها و فرصتها سپری شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند باده و میکده ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای سنین پایینتر داشته باشد.
شماره ۳۶۰ - در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
لب خشک شد و منت آبی نکشیدیم ۱
چون مور ضعیف از عقب شاهسواران
گامی ندویدیم و رکابی نکشیدیم ۲
بر خلد گذشتیم و نکردیم نگاهی
در میکده مردیم و شرابی نکشیدیم ۳
همراه نسیم سحری عمر به سر رفت
از روی گلی، طرف نقابی نکشیدیم ۴
بستیم ز احوال دو عالم لب پرسش
منت ز کس از بهر جوابی نکشیدیم ۵
بر سینه ز بس داغ بهشتیصفتان بود
در دوزخ جاوید، عذابی نکشیدیم ۶
قدسی چو شب و روز به رویت نگران بود
در چشمش ازان سرمه خوابی نکشیدیم ۷
لب خشک شد و منت آبی نکشیدیم ۱
چون مور ضعیف از عقب شاهسواران
گامی ندویدیم و رکابی نکشیدیم ۲
بر خلد گذشتیم و نکردیم نگاهی
در میکده مردیم و شرابی نکشیدیم ۳
همراه نسیم سحری عمر به سر رفت
از روی گلی، طرف نقابی نکشیدیم ۴
بستیم ز احوال دو عالم لب پرسش
منت ز کس از بهر جوابی نکشیدیم ۵
بر سینه ز بس داغ بهشتیصفتان بود
در دوزخ جاوید، عذابی نکشیدیم ۶
قدسی چو شب و روز به رویت نگران بود
در چشمش ازان سرمه خوابی نکشیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بستهایم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - ما رخت دل ز کعبه به بتخانه بردهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.