خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجهای خود و اسارت در قفس زندگی میگوید. او از نالههایش برای بیان دردهایش استفاده میکند و از ترس و ستمی که بر او روا داشتهاند، شکایت دارد. شاعر آرزو میکند که دیگران نیز مانند او رنج نکشند و از شعلههای درد خود برای سوزاندن مشکلات استفاده کند. مرغان باغ نیز به نالههای او گوش میدهند، اما او همچنان در قفس اسیر است.
این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، مفاهیمی مانند اسارت، رنج و ستم نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۳۳۲ - آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
گر غنچه بشکفد، قدم از باغ پس کشم ۱
دست از ستم مدار، که از بیم خوی تو
در روز حشر هم نتوانم نفس کشم ۲
دنبال محمل تو خروشان فتادهام
تا نالهای به روی صدای جرس کشم ۳
تا خار راه هم نشوند اهل روزگار
دامن چو شعله کاش بر این مشت خس کشم ۴
مرغان باغ، شیفته ناله منند
گر نالهای کشم همه در راه قفس کشم ۵
گر غنچه بشکفد، قدم از باغ پس کشم ۱
دست از ستم مدار، که از بیم خوی تو
در روز حشر هم نتوانم نفس کشم ۲
دنبال محمل تو خروشان فتادهام
تا نالهای به روی صدای جرس کشم ۳
تا خار راه هم نشوند اهل روزگار
دامن چو شعله کاش بر این مشت خس کشم ۴
مرغان باغ، شیفته ناله منند
گر نالهای کشم همه در راه قفس کشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.