شاعر در این متن به بیان وفاداری به عهد قدیم و پیمان خود اشاره میکند و اعلام میکند که راه مستقیم خود را گم نکردهاند. همچنین از بیخودی و جور یار شکایت میکنند و از گناه خود شرمندهاند. در ادامه، به موضوع عشق، تقدیر، و رابطه با معشوق اشاره میشود و شکرگزاری به خدا برای راهنماییهایش بیان میگردد. شاعر از نکهت (بوی خوش) گلی یاد میکند که او را مجذوب خود کرده و در نهایت، از توبه و پرهیز از غرور سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'بیخودی'، 'جور یار'، و 'توبه' نیاز به درک بالاتری از تجربیات زندگی و عواطف انسانی دارند.
شماره ۳۰۳ - هستیم با تو بر سر عهد قدیم خویش
ما گم نکردهایم ره مستقیم خویش ۱
در بیخودی ز جور تو کردم شکایتی
شرمندهام بسی ز گناه عظیم خویش ۲
هرگز به بخت تیره خود برنیامدم
کافر زبون مباد به دست غنیم خویش ۳
گر دیر کرد پرسش ما یار، عیب نیست
بیمار عشق، ناز کشد از حکیم خویش ۴
شکر خدا که کوی خرابات منزل است
گر کعبه ره نداد مرا در حریم خویش ۵
در حیرتم که از چه مرا کشت نکهتش
آن گل که مرده زنده کند از شمیم خویش ۶
از ما مدار نکهت پیراهنی دریغ
گل کی کند مضایقهای در نسیم خویش ۷
از قرب و بعد، شکر و شکایت نمیکنم
شستم در آب، دفتر امید و بیم خویش ۸
زان توبه کردهای که شرابت نمیدهند
قدسی مباش غره به نفس سلیم خویش ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.