خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق بیحد خود به معشوق سخن میگوید. او توصیف میکند که این عشق آنچنان بزرگ است که در ظرفیت دنیا نمیگنجد و از نور معشوق و تأثیر آن بر وجود خود میسراید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۲۵۴ - سوای تو در سینه هر خام نگنجد
سوای تو در سینه هر خام نگنجد
خوش باش که این باده به هر جام نگنجد ۱
شوقی که من از دیدن رخسار تو دیدم
در حوصله دیده ایام نگنجد ۲
از نور توام هر بن مو مطلع صبح است
در ملک تنم تیرگی شام نگنجد ۳
وصل تو کجا و من بیظرف که از شوق
در حوصلهام لذت پیغام نگنجد ۴
در سینه عشاق هوس راه ندارد
بت در حرم کعبه اسلام نگنجد ۵
قدسی نبود رنگ وفا در رخ خوبان
در دفتر خوبان ز وفا نام نگنجد ۶
خوش باش که این باده به هر جام نگنجد ۱
شوقی که من از دیدن رخسار تو دیدم
در حوصله دیده ایام نگنجد ۲
از نور توام هر بن مو مطلع صبح است
در ملک تنم تیرگی شام نگنجد ۳
وصل تو کجا و من بیظرف که از شوق
در حوصلهام لذت پیغام نگنجد ۴
در سینه عشاق هوس راه ندارد
بت در حرم کعبه اسلام نگنجد ۵
قدسی نبود رنگ وفا در رخ خوبان
در دفتر خوبان ز وفا نام نگنجد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - در طرب ز ازل بر من حزین بستند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.