خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر با یادآوری معشوق، خود را در آغوش طبیعت می‌یابد و درد عشق را بر درمان ترجیح می‌دهد. او از کفر و دین می‌گذرد و تنها به دیدار یار می‌اندیشد. بی‌تابی و اشتیاق او چنان است که حتی یک نفس بی‌یار، مانند برق الماس در سینه‌اش می‌درخشد. شاعر از امید و حرمان می‌گوید و بخت بد را عامل دوری از معشوق می‌داند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و دین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۲ - یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد

یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد
لذت درد تو آسوده ز درمانم کرد ۱

کفر و دین باختم از نیم‌نظر بر رخ دوست
دیده رسواشده گبر و مسلمانم کرد ۲

نفسی بی تو گر از سینه تنگم سر زد
برق الماس شد و سر به گریبانم کرد ۳

چون صبا، سنبل امید در آغوشم بود
بخت بد شانه‌کش طره حرمانم کرد ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.