خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از هجران و فراق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر جان و دل را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند بلبل شوریده، نسیم، گل و خار، احساسات دردناک ناشی از جدایی و عشق ناکام را بیان میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند صداقت، رنج عشق و حسادت اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و حسادت نیاز به درک بالاتری از هیجانات انسانی دارند.
شماره ۲۴۱ - دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
که از هزار خزان، با بهار نتوان کرد ۱
ز آه بلبل شوریده دربدر گردید
نسیم اگرچه دل غنچه را پریشان کرد ۲
نسیم صدق و صفا را دم زلیخا داشت
که شد چو وقت دعا، روی دل به زندان کرد ۳
کجا ز ذوق گریباندریدنش خبرست؟
کسی که سوی چمن رفت و گل به دامان کرد ۴
چه سان شود مژهام آب دیده را مانع
که شعله را نتوان زیر خار پنهان کرد ۵
کسی که مانع قتلم شد از ترحم نیست
ترا ز کشتن من از حسد پشیمان کرد ۶
که از هزار خزان، با بهار نتوان کرد ۱
ز آه بلبل شوریده دربدر گردید
نسیم اگرچه دل غنچه را پریشان کرد ۲
نسیم صدق و صفا را دم زلیخا داشت
که شد چو وقت دعا، روی دل به زندان کرد ۳
کجا ز ذوق گریباندریدنش خبرست؟
کسی که سوی چمن رفت و گل به دامان کرد ۴
چه سان شود مژهام آب دیده را مانع
که شعله را نتوان زیر خار پنهان کرد ۵
کسی که مانع قتلم شد از ترحم نیست
ترا ز کشتن من از حسد پشیمان کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - هنوز از نالهای صد شعله در جان میتوانم زد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - یاد روی تو همآغوش گلستانم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.