خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، فراق، و رنجهای عشق سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند غمزه، تیغ، خون، و گلگون شدن، احساسات شدید عاشقانه و درد فراق بیان شده است. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند شهادت در راه عشق و ارتباط با معشوق معنوی وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون و تیغ ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و تمثیلهای عرفانی دارد.
شماره ۲۳۲ - مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
ز سحر غمزهات اعجاز را جگر خون شد ۱
ز شوق تیغ به خود گو ببال صید حرم
که غمزه تو به عزم شکار بیرون شد ۲
نبرد نامه من، مرغ نامهبر بر دوست
مگر ز بخت بدم باخبر ز مضمون شد ۳
ز دیده و دل فرهاد، مرکب شیرین
شب فراق گذشت آنقدر که گلگون شد ۴
کرشمه که دگر تیغ کین کشید، که باز
جهان ز خون شهیدان عشق، گلگون شد ۵
نوید لذت زخم آیدم به دل هر دم
مگر به قتل منت میل خاطر افزون شد؟ ۶
تو ای نسیم که بر زلف او گذر داری
خدای را خبری ده که حال دل چون شد ۷
پی نظاره آن کو نمیرود قدسی
نظر بدیده حو بد نقد {بیاض} موزون شد(؟) ۸
ز سحر غمزهات اعجاز را جگر خون شد ۱
ز شوق تیغ به خود گو ببال صید حرم
که غمزه تو به عزم شکار بیرون شد ۲
نبرد نامه من، مرغ نامهبر بر دوست
مگر ز بخت بدم باخبر ز مضمون شد ۳
ز دیده و دل فرهاد، مرکب شیرین
شب فراق گذشت آنقدر که گلگون شد ۴
کرشمه که دگر تیغ کین کشید، که باز
جهان ز خون شهیدان عشق، گلگون شد ۵
نوید لذت زخم آیدم به دل هر دم
مگر به قتل منت میل خاطر افزون شد؟ ۶
تو ای نسیم که بر زلف او گذر داری
خدای را خبری ده که حال دل چون شد ۷
پی نظاره آن کو نمیرود قدسی
نظر بدیده حو بد نقد {بیاض} موزون شد(؟) ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.