خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی از عشق، شراب، طبیعت و مفاهیم عمیق انسانی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آب، لعل، بلبل، طوطی، سرو و لیلی و مجنون، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، به مسائل فلسفی مانند زمانه و بیکسی نیز اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی استعارهها مانند شراب نیاز به تفسیر دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۲۵ - می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
گویا که خون بیگنهانش خیال کرد ۱
حالی نداشتم که توان گفت، بی شراب
ساقی به یک پیالهام از اهل حال کرد ۲
بلبل دم از خصومت طوطی زند، مگر
آیینه را ز عکس رخت گل خیال کرد؟ ۳
در بالشیم روز به روز از هوای تو
آخر هوای سرو تو ما را نهال کرد ۴
مجنون چرا هوایی صحرا بود، مگر
لیلی بر او کرشمه به چشم غزال کرد؟ ۵
بر صفحه زمانه، سخن را ز بیکسی
هر سر بریده همچو قلم پایمال کرد ۶
قدسی کسی که دوستی از خلق چشم داشت
اوقات خویش صرف خیال محال کرد ۷
گویا که خون بیگنهانش خیال کرد ۱
حالی نداشتم که توان گفت، بی شراب
ساقی به یک پیالهام از اهل حال کرد ۲
بلبل دم از خصومت طوطی زند، مگر
آیینه را ز عکس رخت گل خیال کرد؟ ۳
در بالشیم روز به روز از هوای تو
آخر هوای سرو تو ما را نهال کرد ۴
مجنون چرا هوایی صحرا بود، مگر
لیلی بر او کرشمه به چشم غزال کرد؟ ۵
بر صفحه زمانه، سخن را ز بیکسی
هر سر بریده همچو قلم پایمال کرد ۶
قدسی کسی که دوستی از خلق چشم داشت
اوقات خویش صرف خیال محال کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - نشاه میخواستم از باده، خمارم دادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.