خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از سرنوشت خود میگوید که او را با غم و درد آفریدهاند و نه دوست و نه دشمن کسی است. او عاشق است و تمام وجودش از نور یقین سرشته شده. همچنین، به قدسی بودن و سجدهگزار بودن خود اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین عاشقانه و عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۷ - ای خوشدلی برو که غمینم سرشتهاند
ای خوشدلی برو که غمینم سرشتهاند
درمان گداز و درد گزینم سرشتهاند ۱
از آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم
نه دوستم، نه خصم، چنینم سرشتهاند ۲
نگذاشت شغل عشق به کار دگر مرا
گویا که از برای همینم سرشتهاند ۳
عاشق کجا و تیرهدلی این گمان مبر
سر تا قدم ز نور یقینم سرشتهاند ۴
قدسی برای سجده گلبن در این چمن
چون برگ گل تمام جبینم سرشتهاند ۵
درمان گداز و درد گزینم سرشتهاند ۱
از آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم
نه دوستم، نه خصم، چنینم سرشتهاند ۲
نگذاشت شغل عشق به کار دگر مرا
گویا که از برای همینم سرشتهاند ۳
عاشق کجا و تیرهدلی این گمان مبر
سر تا قدم ز نور یقینم سرشتهاند ۴
قدسی برای سجده گلبن در این چمن
چون برگ گل تمام جبینم سرشتهاند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - عجب قیدیست عشق سخت بنیاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.