خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردهای عاطفی شاعر است. هر بیت نشاندهندهی دگرگونی و تنوع در احساسات و رنجهای اوست. شاعر از دلی پرآشوب، دردهای بیپایان، و آرزوهای بربادرفته سخن میگوید و هر عنصر طبیعی یا احساسی را به نمادی از رنج و تغییر تبدیل میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند رنج و حرمان نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۹۹ - ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
به جز دامان صحرا کاش دامان دگر باشد ۱
چو آیی در دلم، هر داغش آتشخانهای بینی
گلی دارم که هر برگش گلستان دگر باشد ۲
ندانم کز کدامین چاک پیراهن برآرم سر
که هر چاک گریبانم، گریبان دگر باشد ۳
نیندازد به سویم تیر کز حرمان پیکانش
به دل هر لحظه زهرآلود پیکان دگر باشد ۴
دلی دارم که چون سیماب اگر صد پارهاش سازی
پی بسملشدن هر پاره را جان دگر باشد ۵
دگرگون است احوالم عجب دارم که چون قدسی
دلم را طاقت یک روزه حرمان دگر باشد ۶
به جز دامان صحرا کاش دامان دگر باشد ۱
چو آیی در دلم، هر داغش آتشخانهای بینی
گلی دارم که هر برگش گلستان دگر باشد ۲
ندانم کز کدامین چاک پیراهن برآرم سر
که هر چاک گریبانم، گریبان دگر باشد ۳
نیندازد به سویم تیر کز حرمان پیکانش
به دل هر لحظه زهرآلود پیکان دگر باشد ۴
دلی دارم که چون سیماب اگر صد پارهاش سازی
پی بسملشدن هر پاره را جان دگر باشد ۵
دگرگون است احوالم عجب دارم که چون قدسی
دلم را طاقت یک روزه حرمان دگر باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.