خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از تشبیهات زیبا و تصاویر شاعرانه مانند سرو، گل، آینه و خورشید برای بیان احساسات عمیق و حالات روحی استفاده می‌کند. شاعر از عشق، زیبایی و حیرت سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند بی‌خبری از خود و آگاهی از عشق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۴ - دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد

دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد
چون سرو ز گل پای کشید و به سر افتاد ۱

چون آینه از لذت دیدار برآمد
چشمی که چو آیینه پریشان نظر افتاد ۲

از عشوه ساقی چه خبر اهل خرد را
شد باخبر آنکس که ز خود بی‌خبر افتاد ۳

بردند برون رخت شکیبایی بلبل
زان ره که صبا را به گلستان گذر افتاد ۴

دیگر مژه بر هم نرسانید ز حیرت
چشمی که چو خورشید بر آن بام و در افتاد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - هر لحظه‌ام بتان به غمی آشنا کنند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.