خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از ناامیدی، غم و حسرت سخن میگوید. شاعر از بخت بد، ناکامیها و آرزوهای بربادرفته مینالد و احساس میکند که حتی طبیعت و فلک نیز بر ضد او عمل کردهاند. در عین حال، اشارهای به امید و محبت نیز دارد، اما بهطور کلی لحنی غمگین و حسرتبار بر شعر حاکم است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و یأس نیاز به بلوغ فکری دارند تا بهدرستی درک شوند.
شماره ۱۶۶ - دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
گل خواست به دامن کند از بید، غلط کرد ۱
با آمدنت، رفتن شب، دوش یکی بود
گویا که ترا صبح به خورشید غلط کرد ۲
خوش در پی ناکامیام افتاده، مگر بخت
حرمان مرا باز به امید غلط کرد؟ ۳
آهنگ محبت نبود ساز فلک را
کو ناله ناقوس، که ناهید غلط کرد ۴
از تیرگی بخت دمادم دل قدسی
خود را به غم از حسرت جاوید غلط کرد ۵
گل خواست به دامن کند از بید، غلط کرد ۱
با آمدنت، رفتن شب، دوش یکی بود
گویا که ترا صبح به خورشید غلط کرد ۲
خوش در پی ناکامیام افتاده، مگر بخت
حرمان مرا باز به امید غلط کرد؟ ۳
آهنگ محبت نبود ساز فلک را
کو ناله ناقوس، که ناهید غلط کرد ۴
از تیرگی بخت دمادم دل قدسی
خود را به غم از حسرت جاوید غلط کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - مرا عشق تو گاهی پرورد دل، گاه جان سوزد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.