خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، به زیباییهای معشوق و رنجهای عاشق اشاره دارد. شاعر از دام عشق، بیداد غمزهها، و ناتوانی در رهایی از این رابطه سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، زندگی، و مرگ نیز پرداخته شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و غمگین نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۶۲ - در جلوهگری چون تو کسی یاد ندارد
در جلوهگری چون تو کسی یاد ندارد
نادر بود آن شیوه که استاد ندارد ۱
بی سعی تو گیراست خیال سر زلفت
این دام روان حاجت صیاد ندارد ۲
هر عضو مرا طاقت صد داغ دگر هست
با غمزه بگو دست ز بیداد ندارد ۳
دل گشته تسلی به همینم که محبت
شرط است که تا داردم، آزاد ندارد ۴
از چشمه حیوان مطلب زندگی خضر
کاین فیض به جز خنجر جلاد ندارد ۵
صد رخنه چو گل در دلم انداخته تیغش
کس بهتر ازین خانه آباد ندارد ۶
دیوار غم از گریه کی از پای درآید
کاشانه صبرست که بنیاد ندارد ۷
نادر بود آن شیوه که استاد ندارد ۱
بی سعی تو گیراست خیال سر زلفت
این دام روان حاجت صیاد ندارد ۲
هر عضو مرا طاقت صد داغ دگر هست
با غمزه بگو دست ز بیداد ندارد ۳
دل گشته تسلی به همینم که محبت
شرط است که تا داردم، آزاد ندارد ۴
از چشمه حیوان مطلب زندگی خضر
کاین فیض به جز خنجر جلاد ندارد ۵
صد رخنه چو گل در دلم انداخته تیغش
کس بهتر ازین خانه آباد ندارد ۶
دیوار غم از گریه کی از پای درآید
کاشانه صبرست که بنیاد ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.