خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از عشق و جذبههای آن سخن میگوید. او از دلبستگیهایش، از افسانههای عشق و از زیباییهای طبیعت مانند گل و بلبل و نسیم صحبت میکند. همچنین، از جذبههای عشق و پیچیدگیهای آن مانند زلف پریشان و دام عشق یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جذبههای عشق و پیچیدگیهای روابط نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۵۱ - قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
بر آستان تو چشمم بنای خانه نهاد ۱
حدیث عشق تو افسانه گشته در همه جا
از آن دلم همه جا گوش بر فسانه نهاد ۲
میانه گل و بلبل که مو نمیگنجد
چگونه شد که صبا پای در میانه نهاد ۳
کمند جذبه صیاد خویش را نازم
که دام زلف نه بر اعتماد دانه نهاد ۴
نگشت جمع دمی زلفش از پریشانی
نسیم خاست ز جا گر ز دست، شانه نهاد ۵
بر آستان تو چشمم بنای خانه نهاد ۱
حدیث عشق تو افسانه گشته در همه جا
از آن دلم همه جا گوش بر فسانه نهاد ۲
میانه گل و بلبل که مو نمیگنجد
چگونه شد که صبا پای در میانه نهاد ۳
کمند جذبه صیاد خویش را نازم
که دام زلف نه بر اعتماد دانه نهاد ۴
نگشت جمع دمی زلفش از پریشانی
نسیم خاست ز جا گر ز دست، شانه نهاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - خلاصیام ز کمند تو در ضمیر مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.