خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر در برابر ملامتها و دشمنیهاست. او از دردها و رنجهای خود میگوید و از خداوند طلب یاری میکند. شاعر همچنین از بیتوجهی اطرافیان و عدم درک دردهایش شکایت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۴ - کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
خصمی به چراغم نبود باد صبا را ۱
در سایه دیوار خودم خفته غمی نیست
گر بر سر من سایه نیفتاد هما را ۲
یا منع من از دیدن رویش منمایید
یا دیده گشایید و ببینید خدا را ۳
گردیده بلا رام مبادا رمد از دل
زنهار به دردم مکن اظهار دوا را ۴
یا رب ز چه از خرمن ما برنکند دود
برقی که بسوزد به دل خاک گیا را ۵
بر چهره ز خوناب کسی رنگ نبیند
گر ناخن غیرت نخراشد دل ما را ۶
احباب تسلی به خیال تو نگشتند
انصاف صلایی نزد این مشت گدا را ۷
خصمی به چراغم نبود باد صبا را ۱
در سایه دیوار خودم خفته غمی نیست
گر بر سر من سایه نیفتاد هما را ۲
یا منع من از دیدن رویش منمایید
یا دیده گشایید و ببینید خدا را ۳
گردیده بلا رام مبادا رمد از دل
زنهار به دردم مکن اظهار دوا را ۴
یا رب ز چه از خرمن ما برنکند دود
برقی که بسوزد به دل خاک گیا را ۵
بر چهره ز خوناب کسی رنگ نبیند
گر ناخن غیرت نخراشد دل ما را ۶
احباب تسلی به خیال تو نگشتند
انصاف صلایی نزد این مشت گدا را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - دلبستگی نماند به وارستگی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.