خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تنهایی و بیاعتنایی دیگران نسبت به خود سخن میگوید. او احساس میکند که مانند جغد، شگون ندارد و کسی او را نمیشناسد. همچنین از درد عشق و ناملایمات زمانه شکایت میکند و در نهایت به مقایسهای بین خود و عندلیب میپردازد که نشاندهنده تفاوت در سرنوشت و شرایط آنهاست.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰ - از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا
از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا
آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا ۱
آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی
گو آشنای خویش مدان هیچکس مرا ۲
هنگام عرض حال ز چین جبین تو
در سینه چون حباب گره شد نفس مرا ۳
بر من زمانه منت بال هما نهد
افتد به سر چو سایه بال مگس مرا ۴
دنبال کاروان بلا عشق دمبهدم
آواز میکند به زبان جرس مرا ۵
ای عندلیب نیست مرا بر تو حسرتی
گلشن ترا مبارک و کنج قفس مرا ۶
آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا ۱
آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی
گو آشنای خویش مدان هیچکس مرا ۲
هنگام عرض حال ز چین جبین تو
در سینه چون حباب گره شد نفس مرا ۳
بر من زمانه منت بال هما نهد
افتد به سر چو سایه بال مگس مرا ۴
دنبال کاروان بلا عشق دمبهدم
آواز میکند به زبان جرس مرا ۵
ای عندلیب نیست مرا بر تو حسرتی
گلشن ترا مبارک و کنج قفس مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.