خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که مخاطب را از غفلت و مستی دنیوی برحذر می‌دارد و او را به بیداری، تلاش مردانه، و ارادت قلبی فرا می‌خواند. شاعر بر اهمیت عشق حقیقی، دوری از تعلقات دنیوی، و نیاز به دلی پاک برای درک حقایق تاکید می‌کند. همچنین، تفاوت میان عاقلان و دیوانگان را در مسیر شناخت حقیقت بیان می‌نماید.

محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۰۰ - گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه

گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
چو بانگِ صبح بشنیدی سبک برخیز مردانه ۱

به مسمار ارادت خویشتن چون حلقه بربندی
اگر روزی دهندت ره درون بارِ می‌خانه ۲

تو گردانی که در تفریق مجموعیم پس دانی
که بر هرزه بریزد مردِ دهقان بر زمین دانه ۳

چه می‌لافی که من هستم به جان مشتاقِ وصل او
کجا آری فرودش چون نداری جای جانانه ۴

نزولِ پادشاه و بر قماش ما و من منزل
نباشد لایق گنج نهان هر کنج ویرانه ۵

دلی می‌بایدت از خویش و از بیگانه ببریده
ترا با این چه کارست ای ز من چون خویش بیگانه ۶

اگر در مسکرات آیی ببینی کز خردمندان
تفاوت‌ها بود با دین براندازانِ دیوانه ۷

گر از اول درآیم تا به آخر با تو برگویم
نداری باور و داری معما جمله افسانه ۸

چو تو خود را ندانی پس چه می‌دانی نزاری را
نزاری شمع عشّاق است و عقل و نفس و پروانه ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۹ - غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.