خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و رنج عشق ناکام میگوید و از طمع و امیدهای بربادرفته سخن میراند. او از بلای عشق و بیقراریهایش مینالد و آرزو میکند که معشوقش روزی به یاد او بیفتد.
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهی انسانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارد.
شماره ۱۰۹۳ - از برت میروم به ناچاره
از برت میروم به ناچاره
طمع از جان بریده یک باره ۱
تا کجا سر برون کند مجنون
که شد از کویِ لیلی آواره ۲
از بلایی چنین که پیش آمد
بودهام ترسناک همواره ۳
تا کند احتمالِ دردِ فراق
کو دلی بردبارِ خونخواره ۴
ماهرویا بسوزم ار برسی
بر سر راه من به سیاره ۵
از تو دارم طمع که یادآری
از نزاریِ زار بیچاره ۶
طمع از جان بریده یک باره ۱
تا کجا سر برون کند مجنون
که شد از کویِ لیلی آواره ۲
از بلایی چنین که پیش آمد
بودهام ترسناک همواره ۳
تا کند احتمالِ دردِ فراق
کو دلی بردبارِ خونخواره ۴
ماهرویا بسوزم ار برسی
بر سر راه من به سیاره ۵
از تو دارم طمع که یادآری
از نزاریِ زار بیچاره ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۲ - به دام عشق درآویختم دگرباره
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۴ - بیار از آن لبِ شیرینتر از شکر بوسه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.