خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق شکایت میکند و از روزهای طولانی انتظار و ناامیدی میگوید. او از باد میخواهد که به سوی معشوق بوزد و حالش را توصیف میکند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان سخن میگوید و در نهایت، از نزار بودن خود در غیاب معشوق مینالد.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۸۳ - ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
نی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده ۱
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقا
مقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده ۲
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستان
مِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده ۳
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان من
تا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده ۴
در روضه ماهی حور وش کز عکسِ نورِ رویِ او
هر روز بر بام فلک خورشید تابان آمده ۵
بی تو چنان زارم که گر بیند رقیبت بر درم
گوید نزاری نیست این شخصیست بیجان آمده ۶
نی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده ۱
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقا
مقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده ۲
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستان
مِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده ۳
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان من
تا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده ۴
در روضه ماهی حور وش کز عکسِ نورِ رویِ او
هر روز بر بام فلک خورشید تابان آمده ۵
بی تو چنان زارم که گر بیند رقیبت بر درم
گوید نزاری نیست این شخصیست بیجان آمده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۲ - یار می باید که باشد چست و چالاک آمده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۴ - مسیح اگر به نفس کرد مردهای زنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.