خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از گذر از کوچه معشوق، بیقراری دل، و شبهای بیخوابی مینالد. همچنین به ملامتهای دیگران و دوری از عقل متعارف اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دلزدگی و سردرگمی بین کفر و دین تحت تأثیر عشق میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۰۷۹ - بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده
بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده
ور شهر وجود خود اوباش به در کرده ۱
در کنج خراباتی بر هر طرفی لاتی
با توست ملاقاتی بی میل نظر کرده ۲
تا کی برَد از راهم اندیشه ی کوتاهم
یک باره همی خواهم با عقل دگر کرده ۳
ماییم و غرامت را بربسته علامت را
پیکان ملامت را از سینه سپر کرده ۴
در واقعه ای مشکل شب ها همه بی حاصل
در چشم قرارِ دل مکحول سهر کرده ۵
با عکس جمال او یعنی که خیال او
تکرار وصال او شب تا به سحر کرده ۶
ماییم و دلی مسکین نه کفر در او نه دین
بر بوی لب شیرین ابری ز شکر کرده ۷
بی چاره نزاری هان بآزای زخود پنهان
خود را و مرا برهان زین هر دو گذر کرده ۸
تا چند ز جان و تن تن می زن و جان می کن
در خرمن هستی زن این آتش بر کرده ۹
ور شهر وجود خود اوباش به در کرده ۱
در کنج خراباتی بر هر طرفی لاتی
با توست ملاقاتی بی میل نظر کرده ۲
تا کی برَد از راهم اندیشه ی کوتاهم
یک باره همی خواهم با عقل دگر کرده ۳
ماییم و غرامت را بربسته علامت را
پیکان ملامت را از سینه سپر کرده ۴
در واقعه ای مشکل شب ها همه بی حاصل
در چشم قرارِ دل مکحول سهر کرده ۵
با عکس جمال او یعنی که خیال او
تکرار وصال او شب تا به سحر کرده ۶
ماییم و دلی مسکین نه کفر در او نه دین
بر بوی لب شیرین ابری ز شکر کرده ۷
بی چاره نزاری هان بآزای زخود پنهان
خود را و مرا برهان زین هر دو گذر کرده ۸
تا چند ز جان و تن تن می زن و جان می کن
در خرمن هستی زن این آتش بر کرده ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۸ - ساقی میِ شوق ناک در ده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۰ - ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.