خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق است. شاعر احساس میکند بدون معشوق، زندگی برایش بیمعنا شده و حتی هویت خود را نیز گم کرده است. او از بیقراری، انتظار و ناتوانی خود در تحمل این دوری میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۴۴ - آخر ای دوست کجایی که چنانم بیتو
آخر ای دوست کجایی که چنانم بیتو
که سر از پای و شب از روز ندانم بیتو ۱
اشتباهی بنماند که تویی هستی من
چون که از هستیِ خود نیست گمانم بیتو ۲
نه همان بلبلِ دیوانۀ عشقم یارب
که چنین بسته لب و گنگزبانم بیتو ۳
مُهرِ پیمان تو بر دیده و دل بنهادم
خاک در چشمِ دل و دیده فشانم بیتو ۴
تا به خدمت نرسم باز نبینم رویت
کافرم گر نفسی خوشگذرانم بیتو ۵
چه عجب گر تو شبی زنده گذاری بیمن
عجب آن روز که من زنده بمانم بیتو ۶
شفقتی کن که دلم بر سرِ پا منتظرست
مرحمت کن که روان است روانم بیتو ۷
ناتوانم چه کنم بی تو نمییارم بود
چند گویم نتوانم نتوانم بیتو ۸
هم به امّیدِ تو خواهم که بماند جانم
که نه از مرگ بتر صحبتِ جانم بیتو ۹
از صبا پرس شبی حالِ نزاریِ نزار
تا نشانی دهد از نام و نشانم بیتو ۱۰
که سر از پای و شب از روز ندانم بیتو ۱
اشتباهی بنماند که تویی هستی من
چون که از هستیِ خود نیست گمانم بیتو ۲
نه همان بلبلِ دیوانۀ عشقم یارب
که چنین بسته لب و گنگزبانم بیتو ۳
مُهرِ پیمان تو بر دیده و دل بنهادم
خاک در چشمِ دل و دیده فشانم بیتو ۴
تا به خدمت نرسم باز نبینم رویت
کافرم گر نفسی خوشگذرانم بیتو ۵
چه عجب گر تو شبی زنده گذاری بیمن
عجب آن روز که من زنده بمانم بیتو ۶
شفقتی کن که دلم بر سرِ پا منتظرست
مرحمت کن که روان است روانم بیتو ۷
ناتوانم چه کنم بی تو نمییارم بود
چند گویم نتوانم نتوانم بیتو ۸
هم به امّیدِ تو خواهم که بماند جانم
که نه از مرگ بتر صحبتِ جانم بیتو ۹
از صبا پرس شبی حالِ نزاریِ نزار
تا نشانی دهد از نام و نشانم بیتو ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۳ - ای به تو آرزویِ من بیشتر از جفایِ تو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۵ - دریغ آن همه امّیدِ من به یاریِ تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.