خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر دلدادگی و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر اعلام میکند که با وجود معشوق، از هیچ دشمنی نمیترسد و حتی اگر جهان به پایان برسد، تنها او و معشوق باقی میمانند. او خود را در برابر معشوق ناچیز میشمرد و عشق را فراتر از محدودیتهای زمینی میداند. همچنین، اشارهای به گذرایی عمر و ضرورت تسلیم در برابر تقدیر دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند گذرایی عمر و تسلیم در برابر سرنوشت نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۰۰۸ - مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمن
مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمن
اگر جهان به سرآید من و تو و تو و من ۱
من و تو شرک بود آن تویی نه من غلطم
ز رویِ لطف بپوشی برین خطا دامن ۲
بکش مرا تو بمان تا من از میان بروم
به خونِ من نه دیت بر تو واجب و نه ثمن ۳
به منزلی که تو باشی مرا چه راهِ نزول
که در مقامِ ملایک نگنجد آهرمن ۴
محبتّی که ز تو در درون سینۀ ماست
نگنجد از رهِ انصاف در زمین و زمن ۵
به عهدِ حسنِ تو شد اهلِ راز را معلوم
که هر که جز تو پرستید لات بود و وَثَن ۶
بهارِ عمر چو بگذشت و روزگارِ نشاط
چنان بود که به هنگامِ برگریز چمن ۷
نزاریا چه کنی چاره نیست جز تسلیم
چو سیل بر بُنه افتاد و برق در خرمن ۸
مرا برفت به غرب ز دست دامنِ دل
کنار ارمن و گُرجم چه گُرج و چه ارمن ۹
اگر جهان به سرآید من و تو و تو و من ۱
من و تو شرک بود آن تویی نه من غلطم
ز رویِ لطف بپوشی برین خطا دامن ۲
بکش مرا تو بمان تا من از میان بروم
به خونِ من نه دیت بر تو واجب و نه ثمن ۳
به منزلی که تو باشی مرا چه راهِ نزول
که در مقامِ ملایک نگنجد آهرمن ۴
محبتّی که ز تو در درون سینۀ ماست
نگنجد از رهِ انصاف در زمین و زمن ۵
به عهدِ حسنِ تو شد اهلِ راز را معلوم
که هر که جز تو پرستید لات بود و وَثَن ۶
بهارِ عمر چو بگذشت و روزگارِ نشاط
چنان بود که به هنگامِ برگریز چمن ۷
نزاریا چه کنی چاره نیست جز تسلیم
چو سیل بر بُنه افتاد و برق در خرمن ۸
مرا برفت به غرب ز دست دامنِ دل
کنار ارمن و گُرجم چه گُرج و چه ارمن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۷ - الغیاث از همنشینان خیالآمیزی من
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۹ - جانِ من و عقلِ من و هوشِ من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.