خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر در مدح و ستایش یک حاکم یا شخصیت برجسته است که به عنوان نماد عدالت، کرم و خرد توصیف شده است. شاعر از فضایل و ویژگیهای مثبت این فرد سخن میگوید و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. همچنین، اشارهای به ناملایمات و حوادث جهان دارد و از خواب و مستی به عنوان نمادهایی برای بیان شرایط استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰ - بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک
بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک
گلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست ۱
آستین کرمت بی غرض دنیاوی
صد ره از روی جهان گرد حوادث رفته ست ۲
این سعادت که تو را روی نموده ست هنوز
صد یکی نیست از آنها که قضا پذرفته ست ۳
سخنی هست مرا با تو نهان نتوان کرد
که ز رای تو خرد هیچ سخن ننهفته ست ۴
آمدم سوی درت تا کنم از صدق نثار
آن گهرها که به مدح تو ضمیرم سفته ست ۵
پرده دار از پس در گفت که او مست بخفت
زان سبب طبعم از آن لحظه هنوز آشفته ست ۶
تو که بیداری چون دولت هشیار و چو عقل
خفته و مست ندانم ز چه رویت گفته ست ۷
تو نیی مست که عقل من شیدا مست است
تو نیی خفته که بخت من مسکین خفته ست ۸
گلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست ۱
آستین کرمت بی غرض دنیاوی
صد ره از روی جهان گرد حوادث رفته ست ۲
این سعادت که تو را روی نموده ست هنوز
صد یکی نیست از آنها که قضا پذرفته ست ۳
سخنی هست مرا با تو نهان نتوان کرد
که ز رای تو خرد هیچ سخن ننهفته ست ۴
آمدم سوی درت تا کنم از صدق نثار
آن گهرها که به مدح تو ضمیرم سفته ست ۵
پرده دار از پس در گفت که او مست بخفت
زان سبب طبعم از آن لحظه هنوز آشفته ست ۶
تو که بیداری چون دولت هشیار و چو عقل
خفته و مست ندانم ز چه رویت گفته ست ۷
تو نیی مست که عقل من شیدا مست است
تو نیی خفته که بخت من مسکین خفته ست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ای خسروی که رایت جاه و جلال تو
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - خدایگان صدور زمانه صدرالدّین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.