خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به ستایش هنر و دانش میپردازد و از تأثیرات مثبت سخنان پاک و هنرمندانه سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند بخشش، تغییر ناپذیری رای فرخنده، و ناامیدی از جفای جهان اشاره دارد. شاعر از خداوند طلب بخشش و عفو میکند و از خواننده میخواهد که به محتوای سخنان توجه کند، نه به ظاهر گوینده.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
شمارهٔ ۲۹۸ - وله ایضا
پناه زمرۀ دانش شکوه اهل هنر
که هست جان معانی به لفظ تو زنده ۱
گر آیدش ز نهیب تو سنگ در دندان
شود کواکب پروین ز هم پراگنده ۲
فضای دهر شود همچو گریه گوهر بار
کجا سخای تو دندان نمود چون خنده ۳
سپهر، کورا بر زیر پای دندانست
کند همیشه ازین در تراش چون رنده ۴
ز لفظ پاک تو بی حشوتر سخن نبود
وگر چه هست به انواع نکته آگنده ۵
چو صبح خنده زنان جان بداد گل ز طرب
خرد به لطف تو گل را چو کرد ماننده ۶
گناه بخشا! کی میشود زوال پذیر؟
تغیّری که پذیرفت رای فرخنده ۷
مدار عاطفت خود درغ از آن که بود
ز آستان تو بر پای نهمتش کنده ۸
فلک به ابروی عیشش گره در آورده
جهان بدست جفایش ز بیخ برکنده ۹
بدان سبب که ترا دید سرگران چو دوات
ز غصّه همچو قلم می رود سرافکنده ۱۰
نظر بدین سخنان چو آب روشن دار
نگه مکن به سر و ریش و جامة ژنده ۱۱
بدان خدای که دست دهنده داد ترا
چنان که داد رهی را زبان خواهنده ۱۲
که از عتاب عنان سوی عفو فرمایی
کنون که رفت ز اندازه مالش بنده ۱۳
که هست جان معانی به لفظ تو زنده ۱
گر آیدش ز نهیب تو سنگ در دندان
شود کواکب پروین ز هم پراگنده ۲
فضای دهر شود همچو گریه گوهر بار
کجا سخای تو دندان نمود چون خنده ۳
سپهر، کورا بر زیر پای دندانست
کند همیشه ازین در تراش چون رنده ۴
ز لفظ پاک تو بی حشوتر سخن نبود
وگر چه هست به انواع نکته آگنده ۵
چو صبح خنده زنان جان بداد گل ز طرب
خرد به لطف تو گل را چو کرد ماننده ۶
گناه بخشا! کی میشود زوال پذیر؟
تغیّری که پذیرفت رای فرخنده ۷
مدار عاطفت خود درغ از آن که بود
ز آستان تو بر پای نهمتش کنده ۸
فلک به ابروی عیشش گره در آورده
جهان بدست جفایش ز بیخ برکنده ۹
بدان سبب که ترا دید سرگران چو دوات
ز غصّه همچو قلم می رود سرافکنده ۱۰
نظر بدین سخنان چو آب روشن دار
نگه مکن به سر و ریش و جامة ژنده ۱۱
بدان خدای که دست دهنده داد ترا
چنان که داد رهی را زبان خواهنده ۱۲
که از عتاب عنان سوی عفو فرمایی
کنون که رفت ز اندازه مالش بنده ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۹۷ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۹۹ - وله ایضاً
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.