خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن ابراز میکند که با عشق و بندگی به معشوق، حاضر است هر رنجی را تحمل کند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. او از لطف و کرم معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است برای او از جان و مال خود بگذرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲۴۸ - ایضا له
گفتم چو بسته ام کمر بندگیّ تو
بهر میان خویش ز جوزا کمر خرم ۱
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
آب آنگهی خورم که به خون جگر خرم ۲
لایق شناسی از کرم خود که بردرت
من جان برایگان دهم و نان به زر خرم ۳
بهر میان خویش ز جوزا کمر خرم ۱
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
آب آنگهی خورم که به خون جگر خرم ۲
لایق شناسی از کرم خود که بردرت
من جان برایگان دهم و نان به زر خرم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۴۷ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۴۹ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.