خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از بیفایده بودن دانش و فضل در روزگار کنونی سخن میگوید و بیان میکند که تلاشهای علمی و ادبی در این دوران نتیجهای ندارد. او با اشاره به نمادهای نجومی مانند مریخ و مشتری، به ناامیدی از تغییر شرایط اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که در این دوره، قدرت و زور بیش از عقل و دانش ارزش دارد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشارات نجومی و تمثیلهای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له
هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
اندرین روزگار بی حاصل ۱
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل ۲
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل ۳
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل ۴
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل ۵
اندرین روزگار بی حاصل ۱
کلک را گو برو به اب سیاه
تو و آن کو به فضل شد مایل ۲
گر شود تیر جعبۀ مریّخ
تیر چرخ آن زمان شود مقبل ۳
ز احتراق و رجوع باز رهد
ور بر مشتری کند منزل ۴
دست در نیزه زن که در این دور
نیست بی نیزه رونق عامل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۲۲ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲۴ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.