خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد فراق و عشق سخن میگوید و از حال و روز خود به عنوان فردی عاشق، تشنه، دیوانه و مست یاد میکند. او از یار خود میپرسد که آیا از حال و روز او خبر دارد یا نه.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به بلوغ عاطفی داشته باشد.
شماره ۴۴۹ - من کشتۀ هجرم از وصالم چه خبر؟
من کشتۀ هجرم از وصالم چه خبر؟
تشنه جگرم زاب زلالم چه خبر؟ ۱
زلف تو و غمزه را ز حالم چه خبر؟
دیوانه و مست را ز عالم چه خبر؟ ۲
تشنه جگرم زاب زلالم چه خبر؟ ۱
زلف تو و غمزه را ز حالم چه خبر؟
دیوانه و مست را ز عالم چه خبر؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۸ - ای از رسرشک باران از ابر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۰ - رفتم بوداع جان بدروازۀ صبر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.