خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از رنج و اندوه خود میگوید و احساس میکند که از هر سو مصیبت و بلا به سوی او میآید. او خود را مانند شمعی میداند که در آفتاب ذوب میشود و از پیراهنش بوی کفن به مشام میرسد. اشکهایش نیز بر او میبارند و همهچیز از جانب خودش به او آسیب میرساند.
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۵ - شمعم که سرم آفت تن می آید
شمعم که سرم آفت تن می آید
از پیرهنم بوی کفن می آید ۱
از اشک هر آنچه گرد من می آید
بر من همه هم ز خویشتن می آید ۲
از پیرهنم بوی کفن می آید ۱
از اشک هر آنچه گرد من می آید
بر من همه هم ز خویشتن می آید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۴ - نه از دل کس بوی طرب می آید
گوهر بعدی:شماره ۴۱۶ - هر بد که ز گردش زمن می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.