خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ستم و ناز معشوق شکایت میکند و بیان میکند که روزی که معشوق مهربانی کند، نازش به تیغ تبدیل میشود.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۳۷۸ - مهرت ز ستم همیشه در میغ بود
مهرت ز ستم همیشه در میغ بود
نازت با من خصومت آمیغ بود ۱
روزی که چو صبح سینه پر مهر کنی
یک دم زدن از ناز ودگر تیغ بود ۲
نازت با من خصومت آمیغ بود ۱
روزی که چو صبح سینه پر مهر کنی
یک دم زدن از ناز ودگر تیغ بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۷ - چون روی ترا آیینه در پیش بود
گوهر بعدی:شماره ۳۷۹ - معشوقه چو شاهد و باندام بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.