خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از عشق، هجران، رنجهای عاطفی و اهمیت مردمداری سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که به جای آزار و اندوه، مهربانی و نیکی پیشه کند و با رفتارهایش باعث رهایی دلها شود.
مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
شماره ۱۵۵ - ماه رویا بسر خویش کنی
ماه رویا بسر خویش کنی
نیک باشد که بدی بیش کنی؟ ۱
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟ ۲
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی ۳
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی ۴
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی ۵
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی ۶
نیک باشد که بدی بیش کنی؟ ۱
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟ ۲
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی ۳
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی ۴
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی ۵
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - ترسم آن نوش ز لب کم سخنی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.