خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و غم عمیق سخن میگوید، جایی که شاعر درد فراق و اندوه خود را با اشکهایش بیان میکند. او از تکهتکه شدن دلش در میان مردم و پنهان شدن شخصیتش در میان اشکها میگوید. همچنین، از تأثیر غم بر چهره و جانش و ناتوانی در کنترل اشکهایش صحبت میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۰۵ - گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
از چشم خلق ازآن بفتاد بسان اشک ۱
افگنده پاره پاره دلم در دهادن خلق
زان پاره پاره می نهمش در دهادن اشک ۲
بردوختست چشم من از خواب تا کشید
در تار سوزن مژه از ریسمان اشک ۳
زانکه که گشت سینۀ من منزل غمت
می نگسلد ز دان من کاروان اشک ۴
صفراویت رنگ رخان در فراق او
از بهر آن همی دهمش ناردان اشک ۵
چون ناردانه یی که در او استخوان بود
پنهان شدست شخص من اندر میان اشک ۶
زان هر زمان بروی درآید سرشک من
کز دست اختیار برون شد عنان اشک ۷
تا بر رخت بنفشه و گلنار بردمید
می بشکفت ز نرگس من ارغوان اشک ۸
دل درمیان اشک و تواندر میان دل
پیداست رنگ چهرۀ توازنهان اشک ۹
خون دلم هدر شد از بس که هر زمان
فتوی دهد بخون دل من زبان اشک ۱۰
هر گوشه یی که من بگریزم ز دست غم
آرد غم تو پی بسرم بر نشان اشک ۱۱
از چشم خلق ازآن بفتاد بسان اشک ۱
افگنده پاره پاره دلم در دهادن خلق
زان پاره پاره می نهمش در دهادن اشک ۲
بردوختست چشم من از خواب تا کشید
در تار سوزن مژه از ریسمان اشک ۳
زانکه که گشت سینۀ من منزل غمت
می نگسلد ز دان من کاروان اشک ۴
صفراویت رنگ رخان در فراق او
از بهر آن همی دهمش ناردان اشک ۵
چون ناردانه یی که در او استخوان بود
پنهان شدست شخص من اندر میان اشک ۶
زان هر زمان بروی درآید سرشک من
کز دست اختیار برون شد عنان اشک ۷
تا بر رخت بنفشه و گلنار بردمید
می بشکفت ز نرگس من ارغوان اشک ۸
دل درمیان اشک و تواندر میان دل
پیداست رنگ چهرۀ توازنهان اشک ۹
خون دلم هدر شد از بس که هر زمان
فتوی دهد بخون دل من زبان اشک ۱۰
هر گوشه یی که من بگریزم ز دست غم
آرد غم تو پی بسرم بر نشان اشک ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - مکن بر من ستم جانا از ین بیش
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.