خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به توصیف عشق و دلدادگی شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و تأثیرات معشوق بر خود سخن می‌گوید، از جمله آتشی که در جانش می‌افروزد، دلش را آب می‌کند و مستی‌اش از عشق. همچنین، اشاره‌هایی به رنج‌ها و بی‌پایانی دریای غم عشق دارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می ز خونی' و 'سوز عشق' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۴ - اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد

اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد
بسا عاشق مه درپایش، بدست خود سر اندازد ۱

بجانم در زند آتش ، چو زلفش عنبر افشاند
دلم را آب گرداند، چو لعلش شکّر اندازد ۲

هزاران گردن افرازان سر برکرده از هر سوی
که تا او از سر صیدی، کمندی اندر اندازد ۳

بدان تا عاشقانرا باد در دل کم جهد باری
برو ز باد هر ساعت، گره بر عنبر اندازد ۴

کند مستی دلم زان می ز خونی کو همی ریزد
کنم نقل لب و دندان، ز سنگی کو در اندازد ۵

زمستان راست اندازی، ندارد چشم کس هرگز
مگر چشمش که چون شد مست ناوک بهتر اندازد ۶

چو اندازد بمن تیری کنم در سینه پنهانش
بدان تا از پی آن تیر تیری دیگر اندازد ۷

کسی کز سوز عشق او، چو آتش یافت دل گرمی
بوجد اندر سر افشاند، برقص اندر زر اندازد ۸

کند در دیدۀ عبهر تجلّی مردم دیده
گر او از گوشۀ چشمی، نظر بر عبهر اندازد ۹

اگر چه نیست دریای غمش را هیچ پایانی
مبادا آنکه او ما را ، ازین دریا براندازد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳ - دلم از آتش غم چنان می گدازد
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - سوز عشقت جگر همی سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.