خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از ناامیدی و شکایت از بیوفایی یار سخن می‌گوید. شاعر احساس می‌کند که یارش به او وفا ندارد، از او دوری می‌کند و به خواسته‌هایش توجهی نمی‌کند. او از جفای یار و بی‌توجهی‌اش به نیازهای عاطفی خود می‌نالد و بیان می‌کند که حتی دعا و التماس نیز تغییری در رفتار یار ایجاد نخواهد کرد.

این شعر حاوی مفاهیم عاطفی عمیق، ناامیدی و شکایت از رابطه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و بی‌وفایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد یا احساسات منفی در آنها ایجاد کند.

مشاهده کامل

شماره ۴۶ - یار با ما وفا نخواهد کرد

یار با ما وفا نخواهد کرد
با خودم آشنا نخواهد کرد ۱

نکند رای من وگر کند او
بخت من خودرها نخواهد کرد ۲

خوبی و بد خویی چو همزادند
او ز همشان جدا نخواهد کرد ۳

حاجت ما بروی خرّم اوست
حاجت ما روا نخواهد کرد ۴

عهد دارد که جز جفا نکند
تا نگویی وفا نخواهد کرد ۵

با چنان زلف و روی کو دارد
بر غمش دل قفا نخواهد کرد ۶

تنگ شکّر گرش چه هست فراخ
زان نصیبی مرا نخواهد مرد ۷

جانم امد بلب ز غصّه و او
بوسی از خود جدا نخواهد کرد ۸

تا نیارد غمش برویم روی
بر غم او قفا نخواهد کرد ۹

در همه دور حسن خودکاری
از برای خدا نخواهد کرد ۱۰

هست در دست من دعایی واو
رغبت اندر دعا نخواهد کرد ۱۱

خود نداند که دولت خوبی
تا قیامت بقا نخواهد کرد ۱۲

چارۀ زرکنم که جز زر، کس
چارۀ کار ما نخواهد کرد ۱۳
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۳ ۵۰۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵ - رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - زلف تو کان همه سرها دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.