این متن عرفانی به بیان تجربیات و کشف رموز عشق و وحدت وجود میپردازد. شاعر از یافتن سرّ حلاج و اناالحق در توحید مطلق سخن میگوید و از کشف رموز عشق در هر حرف نامهای نامعلوم یاد میکند. او عقل را ناتوان و تقلیدیان را بیبنیاد میداند، در حالی که اهل خرابات کمال را مصداق وحدت مییابد. در پایان، شاعر به یافتن صورت فطرت بر لوح دل و راحتی در ضیافتگاه عشق اشاره میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند 'اناالحق' و 'خرابات' ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون راهنمایی مناسب گمراهکننده باشد.
شماره ۹۰۶ - آن چه از توحیدِ مطلق یافتیم
سرِّ حلّاج و انا الحق یافتیم ۱
سرِّ جان بر ما ز ضمنِ نامه ای
کشف شد ، آن نامه ملصق یافتیم ۲
باز در هر حرف از آن رمزی دگر
از رموزِ عشق مشتق یافتیم ۳
عقلِ مسکین را به تارِ عنکبوت
ز آسمان گفتی معلّق یافتیم ۴
راستی طاماتیانِ فضل را
امتحان کردیم و احمق یافتیم ۵
بُن گهِ تقلیدیان جستیم باز
نه درو سامان نه رونق یافتیم ۶
از مقیمانِ خراباتِ کمال
دعویِ وحدت مصدِّق یافتیم ۷
در دبیرستانِ جان بر لوحِ دل
صورتِ فطرت محقّق یافتیم ۸
چون نزاری در ضیافت گاهِ عشق
راحت از راح مروَّق یافتیم ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.