خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و خدمت به معشوق سخن می‌گوید و خود را درگیر امتحانات و چالش‌های زندگی می‌بیند. او از دوری از وحدت و مشغولیت به کثرت معاش شکایت دارد و آرزو می‌کند که شایسته‌ی خدمت معشوق باشد. همچنین، به نقد مدعیان و وضعیت خود در جامعه می‌پردازد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۶۶ - نه روی و رهی که با تو باشم

نه روی و رهی که با تو باشم
نه سیم و زری که بر تو پاشم ۱

اعجوبه ی روزگار ماییم
من خود به تعجبات فاشم ۲

باشد که به هیچ وجه آیا
شایسته ی خدمت تو باشم؟ ۳

رد کرده ی جمله ی جهانم
آیا ز کدام خیل تاشم؟ ۴

ای مدعیان کجاست جایی
الا در دوست پس کجاشم؟ ۵

تا پخته شوم هنوز اینجا
در آتش امتحان چو داشم ۶

معزول ز وحدت معادم
مشغول به کثرت معاشم ۷

اسلام چو خاص خویش کرده
در کفر رهی دهند کاشم! ۸

طیّان نی ام ار چه هرزه گویم
آزر نی ام ار چه بت تراشم ۹

یعنی که چو خامه ی نزاری
گه گه ورقی همی تراشم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۵ - دل ندارم که ز رویِ تو شکیبا باشم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۷ - به اختیار ز روی تو بر ندارم چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.