شاعر در این متن بیان میکند که اگرچه ظاهراً تنها به نظر میرسد، اما در حقیقت با عالمان و بزرگان عالم بالا نشسته است. او از حقیقت وجودی خود سخن میگوید که در عین حال که در نماز و عبادت است، در خرابات (محل عیاشی) نیز معتکف است. شاعر از مستی و عشق الهی میگوید و اینکه در انتظار وصال معشوق نشسته است. او از تعلقات دنیوی دوری کرده و به خداوند متعال دل بسته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی و اشارات به مفاهیم مانند مستی عشق الهی و خرابات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۷۹۲ - تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام
با خاصگانِ عالمِ بالا نشسته ام ۱
در من اگر به چشم اضافات بنگرند
این جا نی ام به مرتبه آن جا نشسته ام ۲
می دان حقیقتم به خرابات معتکف
اندر نماز اگر به مصلّا نشسته ام ۳
بر متّکایِ سدره از این چارچوبِ شخص
پنهان ز خویش رفته و پیدا نشسته ام ۴
تا مست باز گردم چون مست آمدم
در پایِ خم همیشه به عمدا نشسته ام ۵
بر مقتضایِ حکم تَموتون تُبعثون
مست و خراب بی سرو بی پا نشسته ام ۶
مخمور در جوابِ سؤالات عاجزم
سر مست عشق منتظر آن را نشسته ام ۷
نی نی چه آید از من و گفت و شنیدِ من
دل بسته در خدایِ تعالی نشسته ام ۸
در کنج گنج یابِ نزاری ملوک وار
بر کف گرفته جامِ مصفّا نشسته ام ۹
دستم به روزگارِ مشعبد نمی رسد
بر بامِ امتحان به تماشا نشسته ام ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.