خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و دوست سخن میگوید و بیان میکند که از رقیبان و نصایح عاقلان هراسی ندارد. او عشق را چنان پرتوافکن میداند که عقل و جان را خیره میکند و خود را از تهمتهای نادانان در امان میبیند. شاعر به تسلیم در برابر معشوق و پذیرش حکم او تأکید دارد و عشق را همچون جریان رودی میداند که نمیتوان از آن بازگشت.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۸۵ - نگسلم از دوست امیدِ وصول
نگسلم از دوست امیدِ وصول
باک ندارم ز رقیبِ فضول ۱
عاقل اگر عیب کند گو بکن
شیفته کی کرد نصیحت قبول ۲
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
خیره بماندند نفوس و عقول ۳
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول ۴
طبع به جز کژ نکند بی نمک
رقص به جز بد نکند بی اصول ۵
خانه راو باش تهی کن که شاه
می رسد و می کند آن جا نزول ۶
دوست درآید همه بیرون شوند
زیرِ اُحُد چند توان بُد حمول ۷
تو ز من آزادی و من بنده ام
من به تو مشتاق و تو از من ملول ۸
حکمِ تو بر جانِ نزاری رواست
بندۀ مطواع نجوید عدول ۹
از سرِ جیحون نتوان بازجَست
عبره توان کرد و لیکن به پول ۱۰
باک ندارم ز رقیبِ فضول ۱
عاقل اگر عیب کند گو بکن
شیفته کی کرد نصیحت قبول ۲
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
خیره بماندند نفوس و عقول ۳
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول ۴
طبع به جز کژ نکند بی نمک
رقص به جز بد نکند بی اصول ۵
خانه راو باش تهی کن که شاه
می رسد و می کند آن جا نزول ۶
دوست درآید همه بیرون شوند
زیرِ اُحُد چند توان بُد حمول ۷
تو ز من آزادی و من بنده ام
من به تو مشتاق و تو از من ملول ۸
حکمِ تو بر جانِ نزاری رواست
بندۀ مطواع نجوید عدول ۹
از سرِ جیحون نتوان بازجَست
عبره توان کرد و لیکن به پول ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۴ - دستِ من و دامنِ آلِ رسول
گوهر بعدی:شماره ۷۸۶ - ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.