خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و انتظار طولانی برای یاری و وصل معشوق میگوید. او از روزگار ناسازگار و بیوفایی معشوق شکایت دارد، اما همچنان امیدوار است. با وجود رنجهای فراوان، عشق و انتظارش پایدار است و از معشوق میخواهد که رعایت حال او را بکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی و انتظار است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۵۱ - امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز
امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز
در اوفتادم و یاری نکرد یار هنوز ۱
گذشت عمرم و بختم نشد موافق طبع
که برخلاف مرادست روزگار هنوز ۲
میان قلزم هجرم غریق و نیست پدید
کنار وعده و پایان انتظار هنوز ۳
به هیچ خوف و رجا منقطع نخواهد شد
امیدم از شرف وصل آن نگار هنوز ۴
کجایی ای که بکشتی ز انتظار مرا
جهان بگشت و فریب تو برقرار هنوز ۵
ز خون دیده برآمد کنار تا به میان
نیامده ست میان تو در کنار هنوز ۶
روا بود که تو نامهربان وفا نکنی
به یک قبول پس از وعدهٔ هزار هنوز ۷
رعایتی اگرت دل دهد توانی کرد
به دست مرحمت توست اختیار هنوز ۸
پس از هزار جفا مقدم نزاری بین
که هست بر سرعهد تو استوار هنوز ۹
در اوفتادم و یاری نکرد یار هنوز ۱
گذشت عمرم و بختم نشد موافق طبع
که برخلاف مرادست روزگار هنوز ۲
میان قلزم هجرم غریق و نیست پدید
کنار وعده و پایان انتظار هنوز ۳
به هیچ خوف و رجا منقطع نخواهد شد
امیدم از شرف وصل آن نگار هنوز ۴
کجایی ای که بکشتی ز انتظار مرا
جهان بگشت و فریب تو برقرار هنوز ۵
ز خون دیده برآمد کنار تا به میان
نیامده ست میان تو در کنار هنوز ۶
روا بود که تو نامهربان وفا نکنی
به یک قبول پس از وعدهٔ هزار هنوز ۷
رعایتی اگرت دل دهد توانی کرد
به دست مرحمت توست اختیار هنوز ۸
پس از هزار جفا مقدم نزاری بین
که هست بر سرعهد تو استوار هنوز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۰ - اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
گوهر بعدی:شماره ۶۵۲ - نوبهارست و صبا عنبر بیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.