خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی یار و وعدههای دروغین او شکایت دارد و بیان میکند که با وجود همه رنجها، همچنان به عشق خود پایبند است. او از دردهای روحی و عاطفی که تحمل میکند میگوید و امیدوار است که روزی به وصال برسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان رنج و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۱۱ - یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر
یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر
ترک ما کرد گرفتهست مگر یارِ دگر ۱
وعدۀ وصل همیداد و نمیکرد وفا
داشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر ۲
گفته بود از منش اینبار دری نگشاید
گو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر ۳
از خدا شرم ندارد که روا میدارد
هر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر ۴
میروم دامنِ دلچاک و گریبانِ وصال
تا کجا و کی و چون دست دهد بارِ دگر ۵
من به صد جور از او روی نپیچم گرچه
هرکس از رویِ دگر میکند انکارِ دگر ۶
زاریِ زارِ نزاری بکند هم اثری
زارتر خود ز نزاری نبود زارِ دگر ۷
ترک ما کرد گرفتهست مگر یارِ دگر ۱
وعدۀ وصل همیداد و نمیکرد وفا
داشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر ۲
گفته بود از منش اینبار دری نگشاید
گو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر ۳
از خدا شرم ندارد که روا میدارد
هر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر ۴
میروم دامنِ دلچاک و گریبانِ وصال
تا کجا و کی و چون دست دهد بارِ دگر ۵
من به صد جور از او روی نپیچم گرچه
هرکس از رویِ دگر میکند انکارِ دگر ۶
زاریِ زارِ نزاری بکند هم اثری
زارتر خود ز نزاری نبود زارِ دگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۰ - دل از دست دادم به پیرانه سر
گوهر بعدی:شماره ۶۱۲ - هرگز گمان مبر که کنم با تو دل دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.