خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد دل یک عاشق شکستهقلب سخن میگوید. شاعر بیان میکند که دلش با وجود پند و تربیت، همچنان ناشکیب و عاشق باقی میماند. او اشاره میکند که هیچکس در این دنیا از دام عشق و علایق دنیوی رها نیست و رسیدن به حقیقت، نیازمند گذر از تعلقات دنیوی است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که دل شکستهاش هرگز با شرایط کنونی موافق نخواهد شد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها نیازمند بلوغ فکری و تجربهی زندگی است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مضامین عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۷۳ - هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود
هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود
خود هیچ هفته نیست که عاشق نمی شود ۱
چندان که پند می دهمش تا شود صبور
البتّه ناشکیب موافق نمی شود ۲
چندان که بیش تربیت و جهد می کنم
باری برون ز پیشِ عوایق نمی شود ۳
این یک دقیقه هست که کس در زمانه نیست
تا مبتلا به قیدِ علایق نمی شود ۴
یک نکتۀ دگر که پسندِ سلوک نیست
هر کو جهان نمایِ خلایق نمی شود ۵
وین مشکل است نیز که طالب به هیچ وجه
خرسند بر نصیبۀ سابق نمی شود ۶
عذرا نمی شود ز بلا هیچ کس برون
تا قیدِ دامِ عشق چو وامق نمی شود ۷
القصّه خرقه پوش نباشد چو بایزید
تا پس روِ ولایتِ صادق نمی شود ۸
مردانه برشکن ز دو عالم نزاریا
دنیا و دین حجابِ محقّق نمی شود ۹
از گوشت پاره ای چه شکایت کنی مگوی
هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود ۱۰
خود هیچ هفته نیست که عاشق نمی شود ۱
چندان که پند می دهمش تا شود صبور
البتّه ناشکیب موافق نمی شود ۲
چندان که بیش تربیت و جهد می کنم
باری برون ز پیشِ عوایق نمی شود ۳
این یک دقیقه هست که کس در زمانه نیست
تا مبتلا به قیدِ علایق نمی شود ۴
یک نکتۀ دگر که پسندِ سلوک نیست
هر کو جهان نمایِ خلایق نمی شود ۵
وین مشکل است نیز که طالب به هیچ وجه
خرسند بر نصیبۀ سابق نمی شود ۶
عذرا نمی شود ز بلا هیچ کس برون
تا قیدِ دامِ عشق چو وامق نمی شود ۷
القصّه خرقه پوش نباشد چو بایزید
تا پس روِ ولایتِ صادق نمی شود ۸
مردانه برشکن ز دو عالم نزاریا
دنیا و دین حجابِ محقّق نمی شود ۹
از گوشت پاره ای چه شکایت کنی مگوی
هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۲ - ما را نه ممکن است که از تو به سر شود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۴ - خوشا که عید به ما وعدۀ وصال دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.