خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دیوانگی برای معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و ملامتهای دیگران میگوید و بیان میکند که عشق او را به حدی رسانده که حاضر به هرگونه فداکاری است. همچنین، اشارهای به رقیب و دردهای عشق دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ملامتهای اجتماعی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۵۱۷ - دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد
دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد
من شدم دیوانه ی لیلی ترا باری چه شد ۱
من کسی را دوست می دارم که دشمن را مجال
نیست جز جان کندن و ار نیز هست آری چه شد ۲
چون ندارد از من بی من خبر جان رقیب
گر ملامت کرد بر چون من گرفتاری چه شد ۳
هرکه شد از بهر گل چیدن به باغ وصل دوست
سهل باشد گر بگیرد دامنش خاری چه شد ۴
من شدم دیوانه ی لیلی ترا باری چه شد ۱
من کسی را دوست می دارم که دشمن را مجال
نیست جز جان کندن و ار نیز هست آری چه شد ۲
چون ندارد از من بی من خبر جان رقیب
گر ملامت کرد بر چون من گرفتاری چه شد ۳
هرکه شد از بهر گل چیدن به باغ وصل دوست
سهل باشد گر بگیرد دامنش خاری چه شد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - پای هر کس که در آن سلسلهء مشکین شد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - گر دلم شد مبتلای عشق عیاری چه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.