خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند مینوشی، عشق، رنج، و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از نوشیدن باده به عنوان راهی برای فرار از مشکلات و ناملایمات زندگی یاد میکند و به مفاهیمی مانند عشق، درد، و ملامت جامعه میپردازد.
متن شامل مفاهیمی مانند مصرف شراب و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۳ - امروز که باده می توان خورد
امروز که باده می توان خورد
یک هفته بهانه می توان کرد ۱
هان تا به موافقت برآریم
از مغزِ خمِ گرفته سر گرد ۲
هر کو سرِ پایِ خم ندارد
گو هم چو زمانه گردِ سر گرد ۳
چون لاله کنیم از پیاله
رویی که شده ست چون گلِ زرد ۴
زان می که ز عکسِ پرتوِ او
از چوبِ سیه برون دَمَد ورد ۵
زان می که پلنگِ هیبت او
با عقل کند چو شیر ناورد ۶
بر سنگ زدیم شیشۀ نام
از ننگِ وجودِ ناز پرورد ۷
چون فایده نیست چند نالیم
از جورِ رقیبِ ناجوان مرد ۸
هیهات که صرصرِ ملامت
طوفان ز وجودِ ما برآورد ۹
ما پختۀ کارگاهِ عشقیم
گو عقل مکوب آهنِ سرد ۱۰
بیزار شدیم از نزاری
ماییم و حریفِ دُردیِ درد ۱۱
یک هفته بهانه می توان کرد ۱
هان تا به موافقت برآریم
از مغزِ خمِ گرفته سر گرد ۲
هر کو سرِ پایِ خم ندارد
گو هم چو زمانه گردِ سر گرد ۳
چون لاله کنیم از پیاله
رویی که شده ست چون گلِ زرد ۴
زان می که ز عکسِ پرتوِ او
از چوبِ سیه برون دَمَد ورد ۵
زان می که پلنگِ هیبت او
با عقل کند چو شیر ناورد ۶
بر سنگ زدیم شیشۀ نام
از ننگِ وجودِ ناز پرورد ۷
چون فایده نیست چند نالیم
از جورِ رقیبِ ناجوان مرد ۸
هیهات که صرصرِ ملامت
طوفان ز وجودِ ما برآورد ۹
ما پختۀ کارگاهِ عشقیم
گو عقل مکوب آهنِ سرد ۱۰
بیزار شدیم از نزاری
ماییم و حریفِ دُردیِ درد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - تا عشق مرا گردِ خرابات برآورد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - مرا مادر به شیرِ عشق پرورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.