خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر میپردازد. شاعر از موها، ابروها، لبها و جاذبههای معشوق با تعابیر زیبا و استعارههای شاعرانه یاد میکند و بیان میکند که وجود معشوق برای او مانند نور در تاریکی است و بدون او زندگی ممکن نیست.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۳۷۵ - ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت
ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت
وی حلقه ی جان و دل پیرامن گیسویت ۱
تشویش خردمندان از باد صبا بودی
گر هیچ گذر کردی بر سلسله ی مویت ۲
از پیرهن یوسف تا بیش نگوید کس
بر باد فشان یک شب سامک چه ی خوش بویت ۳
شاید که کند دعوی کز خلد همی آیم
آن را که گذر باشد بر خاک سر کویت ۴
وصف لب شیرینت چون من که کند الّا
هنگام شکر خوردن طوطی سخن گویت ۵
چون جام به کف گیری با آن همه گیرایی
گرمی نکند صهبا با نازکی خویت ۶
تا چشم زدم بر هم بربود مرا از من
ختم است فسون کردن بر غمزه ی جادویت ۷
جز با تو نمی باشم زیرا نتوان بودن
در مظلمه ی هجرت بی مشعله ی رویت ۸
بی چاره نزاری را مرجع تو و ملجأ تو
عیبش نتوان کردن گر میل کند سویت ۹
وی حلقه ی جان و دل پیرامن گیسویت ۱
تشویش خردمندان از باد صبا بودی
گر هیچ گذر کردی بر سلسله ی مویت ۲
از پیرهن یوسف تا بیش نگوید کس
بر باد فشان یک شب سامک چه ی خوش بویت ۳
شاید که کند دعوی کز خلد همی آیم
آن را که گذر باشد بر خاک سر کویت ۴
وصف لب شیرینت چون من که کند الّا
هنگام شکر خوردن طوطی سخن گویت ۵
چون جام به کف گیری با آن همه گیرایی
گرمی نکند صهبا با نازکی خویت ۶
تا چشم زدم بر هم بربود مرا از من
ختم است فسون کردن بر غمزه ی جادویت ۷
جز با تو نمی باشم زیرا نتوان بودن
در مظلمه ی هجرت بی مشعله ی رویت ۸
بی چاره نزاری را مرجع تو و ملجأ تو
عیبش نتوان کردن گر میل کند سویت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۴ - به دیدار تو مشتاقم به غایت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۶ - گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.