خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از احساسات عمیق و تجربیات عرفانی شاعر سخن می‌گوید. در آن، شاعر از گذر زمان، فتنه‌ها، زیبایی‌های گذرا، و تجربیات روحانی خود می‌گوید. او از دیدار با شخصی ناشناس، خواب‌های پرمعنا، و تأملات درونی خود یاد می‌کند. همچنین، شاعر به ناپایداری زندگی و زیبایی‌های زودگذر اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و تمثیل‌ها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۳۸ - چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت

چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت ۱

سلام کردم و پرسید کای فلان چونی
همین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت ۲

چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینی
بغایتیست که آخر بدان دهان بگذشت ۳

به سرو چون کنم ش مشتبه چه گویم
من این خطا نپسندم که بر زبان بگذشت ۴

به خواب دوش بلا دیده ام نگاه کنید
به اعتبار که ام روز بر چه سان بگذشت ۵

نظر به دست و کمان داشتیم و شست هنوز
گرفته بود که تیر از میان جان بگذشت ۶

حواس ظاهرم اندر نماز بود و لیک
نفس نفس که زدم بر دلم نهان بگذشت ۷

نهان نمی شود از آدمی و می گذرد
کسی ندید که هرگز پری چنان بگذشت ۸

حلال کرد بر اصحاب خانقاه نظر
به چشم رغبت هر پیر کان جوان بگذشت ۹

از آن نماز چه حاصل که از عُلو خیال
بت از برابر چشمم زمان زمان بگذشت ۱۰

دریغ عمر نزاری که در گذشت ازو
چو باد صبح که از طرف بوستان بگذشت ۱۱

کسی که زنده به عیسی دمی نباشد اگر
خضر بود به عدم رفت کز جهان بگذشت ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.