خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از نزار قبانی، شاعر معاصر عرب، به بیان احساسات شاعر درباره گذر زمان، فرصتهای از دست رفته، و تأملات عرفانی و اخلاقی میپردازد. شاعر از گذشت رمضان، طوفان ملامت، و عمر به سختی یاد میکند و از غفلت و ندامت خود سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، میگساری، و طاعت اشاره دارد.
این شعر دارای مضامین عرفانی و اخلاقی پیچیده است و برخی اشارات آن مانند میگساری و بتپرستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم عمیق آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۶ - رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
می بیارید که طوفان ملامت بگذشت ۱
ساقیا عارض توعید من است و غم دل
عَلَم عید که آنک به علامت بگذشت ۲
ساقیان اند به حق مکرم و بس در عالم
کو دگر کس که براو بوی کرامت بگذشت ۳
حق علیم است که در مدت یک مه صد بار
هر نفس بر من بی چاره قیامت بگذشت ۴
دیر بیدار شدیم از می غفلت افسوس
دولت عمر که بر ما به غرامت بگذشت ۵
پیش بت خمر بخوردیم و سجود آوردیم
کار ما بر در طاعت ز اقامت بگذشت ۶
هیچ باقی نگذاریم چو می باید رفت
تا نگویند نزاری به ندامت بگذشت ۷
می بیارید که طوفان ملامت بگذشت ۱
ساقیا عارض توعید من است و غم دل
عَلَم عید که آنک به علامت بگذشت ۲
ساقیان اند به حق مکرم و بس در عالم
کو دگر کس که براو بوی کرامت بگذشت ۳
حق علیم است که در مدت یک مه صد بار
هر نفس بر من بی چاره قیامت بگذشت ۴
دیر بیدار شدیم از می غفلت افسوس
دولت عمر که بر ما به غرامت بگذشت ۵
پیش بت خمر بخوردیم و سجود آوردیم
کار ما بر در طاعت ز اقامت بگذشت ۶
هیچ باقی نگذاریم چو می باید رفت
تا نگویند نزاری به ندامت بگذشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۵ - مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۷ - دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.