خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید. او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و ناتوانی در فرار از این عشق میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عقل، مستی عشق، و رهایی از قفس تن دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۷ - خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ست
خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ست
که بویِ هم نفسی یافته ست هر که کسی ست ۱
نمی شود به سر از همدمی دمی آن را
که اندکی به گریبانِ عقل دست رسی ست ۲
بیا که گر بروی تا هزار سال از تو
هنوز در دلم انسی و در سرم هوسی ست ۳
به هوش باز نیاید دلم که مستیِ عشق
نه آن بود که به هر مهلتیش وابرسی ست ۴
به جز خیالِ تو چیزی به دیده در ناید
مرا که کوهِ اُحد در نظر کم از عدسی ست ۵
هنوزم ار رمقی هست بی تو معذورم
که مرغِ جانِ چو سنگم در آهنین قفسی ست ۶
رقیبم از درِ او گو بران من از شیرین
بدین قدر نگریزم که با شکر مگسی ست ۷
بلی منم نه عسس مانع شد آمدِ خویش
به کویِ دوست که هر عضو بر تنم عسسی ست ۸
نزاریا نفسی تازه روی و خوش دل باش
که انقلاب محالاتِ نفس در نفسی ست ۹
بهشت طالبی آوازه بشنوی ز بهشت
که جز مسخَرِ بانگِ میان تهی جرسی ست ۱۰
که بویِ هم نفسی یافته ست هر که کسی ست ۱
نمی شود به سر از همدمی دمی آن را
که اندکی به گریبانِ عقل دست رسی ست ۲
بیا که گر بروی تا هزار سال از تو
هنوز در دلم انسی و در سرم هوسی ست ۳
به هوش باز نیاید دلم که مستیِ عشق
نه آن بود که به هر مهلتیش وابرسی ست ۴
به جز خیالِ تو چیزی به دیده در ناید
مرا که کوهِ اُحد در نظر کم از عدسی ست ۵
هنوزم ار رمقی هست بی تو معذورم
که مرغِ جانِ چو سنگم در آهنین قفسی ست ۶
رقیبم از درِ او گو بران من از شیرین
بدین قدر نگریزم که با شکر مگسی ست ۷
بلی منم نه عسس مانع شد آمدِ خویش
به کویِ دوست که هر عضو بر تنم عسسی ست ۸
نزاریا نفسی تازه روی و خوش دل باش
که انقلاب محالاتِ نفس در نفسی ست ۹
بهشت طالبی آوازه بشنوی ز بهشت
که جز مسخَرِ بانگِ میان تهی جرسی ست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - بهارِ تیر ماهی خوش بهاری ست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - دو ده گذشت ز ماه و ده دگر باقی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.