خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از جستجوی وصال معنوی با دوست (خدا) سخن میگوید و تأکید میکند که وصال در عالم مادی محال است. شاعر توصیه میکند که به جای توجه به ظواهر، با دیدهٔ جان به دوست بنگریم تا حقیقت وصل را درک کنیم. همچنین، از طمع ورزی به صورت و معنی دنیوی نهی میکند و صبر در برابر امتحانات الهی را سفارش میکنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی و معنوی برای فهم کامل شعر، آن را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میسازد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۲۶۲ - دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست
دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست
وصالِ عالمِ صورت بود محال از دوست ۱
نظر به دیده جان کن به دوست تا ببینی
که عین وصل بود صورتِ خیال از دوست ۲
کدام صورت و معنی به دوست هیچ طمع
مکن که باز نیابد کسی مجال از دوست ۳
نفس نفس به غمش بیشتر تقرّب کن
چه دل بود که به دیدن شود حلال از دوست ۴
گرت رسد سرِ پایی به سنگِ ناکامی
صبور باش به هر امتحان منال از دوست ۵
زدستِ دوست نزاری بریز خون از چشم
که هست خون چنین ریختن حلال از دوست ۶
وصالِ عالمِ صورت بود محال از دوست ۱
نظر به دیده جان کن به دوست تا ببینی
که عین وصل بود صورتِ خیال از دوست ۲
کدام صورت و معنی به دوست هیچ طمع
مکن که باز نیابد کسی مجال از دوست ۳
نفس نفس به غمش بیشتر تقرّب کن
چه دل بود که به دیدن شود حلال از دوست ۴
گرت رسد سرِ پایی به سنگِ ناکامی
صبور باش به هر امتحان منال از دوست ۵
زدستِ دوست نزاری بریز خون از چشم
که هست خون چنین ریختن حلال از دوست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۱ - ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۳ - ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.