خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حافظ، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود و دیگران سخن میگوید و عشق را بالاتر از هر چیزی میداند. شاعر حتی حاضر است در برابر تیرهای معشوق سپر نگذارد و عشق را پیروز میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات مانند «به پیش تیرت اگر ناوک جگر دوزست» ممکن است حاوی تصاویر شدید احساسی باشند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۲۳۹ - ز من مپرس که شب چند رفت و کی روزست
ز من مپرس که شب چند رفت و کی روزست
که را بود خبر از خود که در چنین سوزست ۱
دو چشمِ مردم اگر خیره در جمال تو ماند
عجب مدار که خورشیدِ عالم افروزست ۲
نشانِ ماه بود عید دیگران و مرا
نظر به روی تو هر بامداد نوروزست ۳
چو از کمانِ تو باشد سپر نمی خواهم
به پیش تیرت اگر ناوک جگر دوزست ۴
بده که دست کشِ جام شوق هش یارست
بزن که کشتۀ شمشیر عشق پیروزست ۵
برو نزاری و سر در سرِ ارادت کن
اگر پدر به تو گوید مکن بدآموزست ۶
که را بود خبر از خود که در چنین سوزست ۱
دو چشمِ مردم اگر خیره در جمال تو ماند
عجب مدار که خورشیدِ عالم افروزست ۲
نشانِ ماه بود عید دیگران و مرا
نظر به روی تو هر بامداد نوروزست ۳
چو از کمانِ تو باشد سپر نمی خواهم
به پیش تیرت اگر ناوک جگر دوزست ۴
بده که دست کشِ جام شوق هش یارست
بزن که کشتۀ شمشیر عشق پیروزست ۵
برو نزاری و سر در سرِ ارادت کن
اگر پدر به تو گوید مکن بدآموزست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - در کویِ خرابات کسی را که نیازست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - از ابتدا که لشکرِ ارواح برنشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.